محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
852
مخزن الأدوية ( ط . ج )
تحريك و صخرات نيز آمده . فصل الصاد مع الدال المهمله صداء الحديد : زعفران الحديد است كه به فارسى زنگار آهن نامند . صد پيوند : به اصطلاح عامه فارسى عصى الراعى است . صدغ : ثمر درختى است بسيار سرختر از عناب . صداد : به ضم و تشديد دال اول به عربى اسم حيه است و سام ابرص را نيز نامند و نيز اسم حيوانى كوچك از جنس حردون است . صداع : اسم تيس جبلى است كه جثه آن ما بين بزرگى و كوچكى باشد . صدف الذر : به يونانى قروفس نامند . صدف : به ضم اول و فتح ثانى اسم عربى طايرى است . صديد : به عربى آب رقيق مخلوط به خون است كه از جراحت برآيد كه به فارسى زردآب نامند و چون غليظ گردد مده گويند . صديدا : به سريانى اثمل است . صديقس : اسرنج است . فصل الصاد مع الراء صراء : به عربى اسم حنظل است كه بزرگ و زرد شده باشد . صرايله : به سريانى اسم شبت است . صراح : به ضم اول اسم خمر خالص است به عربى . صرام : شيريست كه بسيار غليظ شده باشد در پستان حيوان . صر : به فتح و سكون و به تحريك نيز به عربى لبن بسيار حامض را نامند و نيز نام صمغ طلح است . صربوقا : به سريانى صدف قرمز را نامند . صرخذى : شراب منسوب است به جزيره صرخذيه و صاحب قاموس گفته منسوب است به لالام كه نام بلدى از بلاد شام است . صر : به كسر اول و تشديد را اسم عربى طايريست شبيه به گنجشك زرد رنگ كه به فارسى زردوك نامند . صراخ : به فتح و تشديد را به عربى اسم طاوس است . صرخه : لوف الحيه است . صرد : سودانيات است . صراد و صراد الليل : گفتهاند حيوانى است شبيه به ملخ و گفتهاند نوعى از بنات وردانست و بىپر . صرصران : به عربى نام ماهى املس است . صرفان : به عربى خرماى سنگين صلب پر گوشت شيرين است و رصاص اسود را نيز نامند . صرف فلاماما : به سريانى اسم قرفه است . صرفوفا : به سريانى اسم صدف قرمز است . صرفولا : به سريانى انزروت است . صرم : معرب چرم فارسى است كه مراد از مطلق جلد مدبوغ است . صرم الديك : نزد اهل شام دليك را نامند . صرما : به سريانى كاشم رومى است كه سيساليوس نامند . صرو : شوكران است و ضرو به ضاد معجمه را نيز نامند . صروا : شوكران است و به سريانى قرفه . صروافورناما : به سريانى قرفة الدارچينى است . صرورشاه : به سريانى سام ابرص است . صريرا : بنات وردان است و بادروج را نيز نامند و بستان افروز را نيز و تاج خروس را ايضا گويند . صريرط : اشراس است و نوعى از لوف را نامند . صريف : شير تازه دوشيده است كه گرم باشد و نيز فضه خالص را نامند . صريفه : شاخه درخت خرماى خشك است . صريفيه : نوعى از خمر است كه در صريف كه قريه مسمى به صريف از قراى واسط است مىسازند . صريوقنا : به يونانى قسط است . فصل الصاد مع الطاء المهمله صطرق : به يونانى ميعه است . صطفلين دبارا : به سريانى شقاقل است . صطويتون : شابانك است . فصل الصاد مع العين المهمله صعارى : به سريانى شعير است . صعتر الحمار و صعتر الحمير : اسم عربى حاشا است . صعتر الشامى و صعتر الفرس : فوتينج برى است . صعرور : جعل است . صعف : شرابى است نزد اهل يمن و نيز نام طايرى كوچك است . صعقر : تخم ماهى را نامند . صعوه : گنجشك كوچك را نامند كه به فارسى ترندك گويند . صعون : نعامه نر را نامند . صعيد : تراب را نامند . صعيصو : قسط است . فصل الصاد مع الغين المعجمه صغاب : تخم مورچه است . صغبان : سكبينج است . صغبين : سكين است .